تقدیم به کسی که دوستش دارم
خدایا دلم هوایش را کرده دلم برایش تنگ شده برای کسی که تا حالا اوراندید ه ام خدایا اگه
اونو من قسمت هم نبودیم چرا مارا با هم اشناکردی خدایا میگن همه کارهای تو بی حکمت
نیست خدایا در کار تو چه حکمتی است که منو اون را باهم اشنا کردی وازهم جدا کردی
خدایا مگه نمیگن ادم برای بدست اوردن کسی که دوستش دارد باید غرورش راهم بشکند
خدایا من هم قلبم شکست و هم غرورم ولی اون باز مال من نشد خدایا مگه این زیاده که
میخواهم اون فقط مال من باشه اخه من اونو دوست دارم و شک ندارم که اونم منو دوست
دارد چون او با این همه خستگی اش برام هر روز نظر میداد اونی که برام میگفت با اینکه خسته بوده ولی باید برام نظر میداد و میخوابید تا منو چشم انتظار نزاره اما خدایا چی شده
که حالا برام نظر نزاشته خدایا نکنه اتفاقی براش بیفته اخه خدایا منو اون که به کسی بدی
نکرده بودیم خدایا من اشتباه میکنم شاید اون منو اصلا دوست نداشت اما اگه دوستم نداشت هنگام نظر دادن جلوی کامپیو تر خوابش نمیبرد من میدونم اون دوستم داره اما انقدر مغرور است که به روی خودش نمیاره خدایا چی میشد که منو اونو به هم میرسوندی خدایا اون یه
شهری و من یه شهر دیگه خدایا با اینکه بین شهرهای ما فاصله زیاد بود برای اونو من فرقی نداشت ولی دل منو اون همیشه کنار هم بود خدایا خدایا اونم منو ندیده ولی اینقدر دوستم داشت
که حاضر شد به خاطر من بیاد جای که من درس میخونم تا منو ببینه خدایا نکنه کسی ما را
نفرین کرده باشه خدایا نکنه اون عاشق یک نفره دیگه شده خدایا اون بهم میگفت که غیر من
با کسی دوست نیست و فقط منو دوست داره خدایا او که همیشه از اون راه دور منو میبوسید
و میخوابید چی شده که با یک حرف کوچک منو از یاد برده خدایا همیشه مراقبش باش من نفرینش نمیکنم چون اون بهم گفت دوستت دارم اما بهم قول نداده بود که با من میمو نه پس منم
از اون توقع ندارم که با من بمونه فقط خوشبختی اونو میخواهم شایدم خودش راست میگفت چون خواهرش در شهر دور درس میخونه منو مثل خواهرش میدونست فقط میخواهم بهش بگم
دوستش دارم و حاضرم تمام دنیایم را بدم وقت اون مال من بشه من تا حالا پسری به حیای و
راستگوی او ندیده بودم اما اون تا اخرش باهام موند فقط من باید ازش قول میگرفتم که
بامن بماند که در این باره اشتباه ازخودم بود
+ نوشته شده توسط یه عاشق در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت
14:59 |